محمد جواد مغنية

18

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى )

واژگان العقود : مفرد آن عقد ، و مقصود از آن هر نوع پيمانى است كه ميان دو شخص عاقل و بالغ ، بر سر هر چيزى كه باشد ، با رضايت كامل منعقد شود ، مشروط به اين كه پيمان مزبور ، حلالى را حرام و حرامى را حلال نكند . البهيمة : در لغت ، حيوانى است كه گويندگى نداشته باشد ؛ زيرا در صدايش « ابهام » وجود دارد ، لكن عرب اين واژه را در پرنده به كار نمىبرد . الانعام : شتر ، گاو و گوسفند . شعائر : جمع شعيرة . اين واژه و نيز واژه‌هاى « علامت » و « آيت » يك معنا دارند . شعائر اللّه ، يعنى نشانه‌ها ، دلايل ، جلوه‌ها و آيات دين خداوند . الهدى : مقصود ، چهارپايانى است كه به كعبه مىبرند ، تا در آن‌جا قربانى كنند . القلائد : جمع قلادة . عرب‌ها به گردن شترى كه مىخواستند به منظور قربانى به كعبه ببرند ، گردن‌بند مىبستند تا نشان‌دهندهء اين موضوع باشد و كسى متعرّض آن نمىشد . آمّين : آهنگ‌كنندگان . لا يَجْرِمَنَّكُمْ : وادارتان نسازد . شنآن : دشمنى ، كينه . اعراب « ما » در « إِلَّا ما يُتْلى » در محلّ نصب ، بنابراين كه مستثناى متّصل از « بَهِيمَةُ » است . « غَيْرَ » حال است از ضمير « لَكُمْ » . مضاف در « وَ لَا الْقَلائِدَ » ، حذف شده و در اصل « و لا ذوات القلائد » بوده است . در « وَ لَا آمِّينَ » نيز مضاف حذف گرديده و در تقدير « و لا قتال آمّين » بوده است . « الْبَيْتَ » مفعول براى « آمِّينَ » . جملهء « يَبْتَغُونَ » حال